***
شور و حماسه زندگی
زندگی سوت و کور ، زندگی مردگان است . سمفونی مردگان یکنواخت و راکد است . درجا زدن و رسوب کردن و استحاله و فنا شدن . اما زندگی شور و حماسه و هیجان است . عشق و آتش و فریاد ها . درد و داغ و صبوری . آتشفشانی در خویش طوفانی شدن . در خود گریستن ، بر خود خندیدن و با خود ستیز کردن . از خود رهیدن . دنیای خویش را از یک قفس فراتر بردن و به کوهستان ها سپردن . از آب حوض پریدن و در آبشار فرورفتن و از دریا سربرآوردن . زندگی یک شاهکار بلند حماسی است . یک دریا غزل آبدار و مواج . زندگی کوره داغ آتشین . سرب مذاب حس و حادثه . آدمهایی کوهواره با سخنانی آتشین با دلی به لطافت بهشت . توان زیستن با آدمکهای موشواره . تحمل کردن میمونها و لاکپشت ها . زندگی ساختن و سوختن و برهم زدن است . زندگی اوج شادی هاست . غمهای طوفانی زنجیره وار است . تگرگ باران رنج های بیکران بر پیکر یک گلادیاتور شکست ناپذیر . زندگی طنین مداوم شور و حماسه و پویه های مدام . زندگی سنگ ها را خرد کردن ، صخره ها را کنار زدن . سقف آسمان را شکافتن و طرحی نو درانداختن . زندگی سازگار شدن با دلمردگان نیست . دگرگون کردن آب و هوا و موج انگیزی و با خود خیزاندن و ره بردن خموشان و پوسیدگان و بی ارادگان راکد و جامد تا ستیغ امواج تند و خروشان زیبایی هاست . جسدهای پوسیده در مقبره هوس را به قیامتی دیگر کشاندن و مومیایی های مترسک وار پرادعا را در زلزله وجدان نهادن و خرد کردن و رویاندن جوانه های واقعی انسانی در شوره زار تاریخ . زندگی شور و حماسه است : حماسه های تاریخ را به آینده بردن و آینده را چون آهویی رام ساختن و دیوار بلند زمان را خرد کردن و از آجرهای آن ، طاق مینایی آرزوها را بر هم نهادن و بالا بردن و سر به آسمان ساییدن .
|