اگر این صفحه را مشاهده نمی کنید(!)اینجا را کلیک کنید
hamsaye8@yahoo.com من اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی که می بینم بد آهنگ است...بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی برگشت بگذاریم....ببینیم آسمان هرکجا آیا همین رنگ است؟ شراره ها و شکوفه ها
شراره ها و شکوفه ها
 
 
 
 
مجموعه جامع تمرینات یوگا مجموعه جامع تمرینات یوگا
مجموعه ای بسیار عالی برای سلامت
آموزش تمرینات به صورت ساده و جذاب
مشاوره انتشار مقاله ISI
دکتر جلالیان: روش تحقیق، آمار
تولید مقاله از پایان نامه، ویرایش مقاله
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 31 شهریور ماه سال 1384
فلسفه دانشگاه رفتن و دانشجو شدن بعضی ها

فلسفه دانشگاه رفتن و دانشجو شدن بعضی ها !!!!

      امروزه دهها موسسه و دانشگاه انتفاعی و غیر انتفاعی داریم که میلیونها نفر از دختر و پسر و پیر و جوان در آنها مشغول به تحصیلند .کلاس های  بعضی از این مراکز شبیه تالارهای مهمانی است و محوطه آنها محلی برای همدلی و همدمی عشاق و رد و بدل کردن دل و قلوه و قهقهه های مستانه و خاطرات عجیب و غریب و مشاهده آلبوم عکس هایی که زوج های جوان و عاشق در پای این درخت یا آن کوه انداخته اند . البته سالن اینترنت و اتاقهای کامپیوتر و ایمیل های پیاپی هم بدین منظور استفاده زیادی دارد .  آدم به فکر فرو می رود که واقعا انگیزه و  فلسفه دانشگاه رفتن و دانشجو شدن بعضی ها برای چیست ؟ مادری با مشکلات مالی و شخصی زیاد ، دست دخترش را گرفته و برای ثبت نام به یکی از دانشگاههای پولی ( غیر انتفاعی )بدون کنکور آمده بود . مسئول ثبت نام پرسید : خانم شما با این همه مشکلات برای چه می خواهید دخترتان اینجا ثبت نام کند ؟ آن خانم گفت : خوب ! آمدن دخترم به دانشگاه  از ماندن در کوچه ها که بهتر است !

       سر یکی از کلاس های آغاز ترم در سال گذشته وقتی از انگیزه و اهداف  آمدن به دانشگاه ، از دانشجویان سوال می کردم ، یکی از پسرها ، مرد مردانه و با شجاعت تمام گفت : خوب اگر ما لیسانس نداشته باشیم ، توی این دوره و زمونه کسی به ما دختر نمی دهد !

یک بار خانمی در درس من کم گرفته بود و می گفت با چه رویی بروم تهران و به شوهرم چه بگویم ؟

یک بار هم خانم دیگری مشکل روحی روانی در حد خودکشی پیدا کرده بود و روانشناس مشاور وی به من گفت که اگر وی در این درس بماند ، وضع روانی اش بدتر خواهد شد !!!

      جلو دانشکده علوم پسر دانشجویی روی چمن ها دراز کشیده و قیافه اش نشان می دهد که شاید یکی دو سال است حمام نکرده و موهایش را شانه نزده باشد ، و خودش هم می گفت  که حال این جور چیزها را ندارم .  می پرسم : چرا به سر و وضعت و درسهایت نمی رسی ؟ اصلا چه می کنی ؟ گفت :  ترم قبل فقط در یک درس نمره قبولی آوردم و در همه درسهای دیگر مردود شدم . بعد کاغذ پاره ای از جیبش درآورد و با لحن سوزناکی شعری برایم خواند که آن را  با لهجه محلی در باره عاشق شدنش سروده بود ، وگفته بود که چگونه بارها به کوچه لیلی اش رفته  و با بی اعتنایی او را رانده اند  و اکنون نا امیدانه ، عمیقا در خلسه آن عشق فرو رفته است . او  می گفت : پدرم دبیر است و از شهرستان می آیم و ترم گذشته به دلیل مشکلاتی خوابگاهم را هم از دست دادم واکنون آواره یک شب نزد این دوست و یک شب نزد آن دوست می مانم . خوشحالی من در این است که لااقل پدرم از وضع و حالم خبری ندارد .

    همین هفته گذشته  دانشجویی با پدرش از شهرستان پیش من آمده بودند و پدرش می گفت : دیشب که شنیدم پسرم باید از دانشگاه اخراج شود ،‌ داشتم سکته می کردم . من کفش شما را می بوسم  ! من پای شما را می بوسم ! خواهش می کنم کاری برایش بکنید ! پسر گرامی ایشان پس از چهار پنج سال افت تحصیلی متوالی معدلش نهایتا به 80/11 می رسد و با نظر آموزش قرار بود برای ترمیم معدل دو درس تابستانی بردارد تا معدلش به 12 برسد ، ولی از بخت بد ، آن سبو بشکسته و آن پیمانه ریخته و کار از کار گذشته بود و امروز و فردا باید حکم اخراجی اش را از دانشگاه بگیرد .

          دختر خانمی به منزل ما زنگ زده که پدرم دانشجوی شماست و زیر ده نمره گرفته و می دانید که چقدر زشت است که یک پیرمرد در درس این گونه مردود شود . مشکل روحی پدرم را درک کنید !!!

     من خودم عضو هیات علمی دانشگاه دولتی هستم . اما گاهی در دانشگاههای غیر انتفاعی و آزاد و موسسات آموزش عالی دیگر هم تدریس می کنم  . فراوان می بینم که امروزه دانشجویان زیادی به دلایلی غیر از آموزش و تحقیق و رشد علمی و از بد حادثه سر از دانشگاه درآورده اند . مدتی پیش  دانشجویی داشتم در دانشگاه جامع علمی کاربردی که خانم پنجاه ساله ای از تهران بود و از تهران که می رسید ، کیف بزرگی در بغل در انتهای کلاس به خواب عمیقی فرو می رفت . علت ادامه تحصیل خود را این گونه بیان می کرد و می گفت : می خواهم دو سال بعد با حقوق بیشتری از اداره بازنشسته شوم . یک بار گفتم : وضع درس هایت خیلی بد است ، با این وصف مشکلاتت بیشتر خوهد شد ، گفت : آره مامانم( !!!!) از شما التماس دعا داشت و به من اکیدا سفارش کرده که اگر این ترم در بیش از دو درس بمانی ، دیگر نمی گذارم دانشگاه بروی ! این خانم هم در عالم مجردات می زیست و هنوز شوهر نکرده بود ، ولی خوشبختانه در سن 50 سالگی هم از مامان حرف شنوی داشت ( قابل توجه بچه های کوچک تر ) . این خانم از سر سادگی یا زرنگی زیاد از بایگانی اداره شان به عنوان کار تحقیقی نوشته ای تایپ شده برایم آورده بود در باره خودکشی که حدود۱۱۰ صفحه و یک کیلو می شد . از تورق آن به سادگی معلوم بود که مربوط به حوالی سالهای ۱۳۵۴ ـ۱۳۵۵ می شود .

      یک بار هم در داشجوی خانمی در همین سن و سالها وسط یک بحث خیلی گرم و مهم که همه سراپا گوش بودند ، فضای بحث را شکست و  گفت : استاد ! ترا به خدا از این استادها بپرسید که با این همه مطالب علمی چی از جان ما دانشجویان می خواهند ؟!‌ بابا اذیت هم اندازه ای دارد ! اینها ما را زجر کش می کنند .

         یکبار هم داشتم مطالب کلاسهای قبلی را به صورت دسته جمعی با دانشجویان مرور می کردم ، دانشجوی تنبل و بی فکری هم در کلاس بود که وقتی نوبت پرس و جو از  ایشان رسید ودر پاسخ درماند ، با نوعی جسوری و شجاعت (!!!) خاص ، گفت : استاد مگر این جا کودکستان است که هی از دانشجویان از درس ها می پرسید ؟! من هم بلافاصله با همان اندازه جسوری و شجاعت گفتم : نه کودکستان نیست ، و کاش کودکستان بود  ! زیرا عشق و شور کودکان به درس و سوال و جواب به اندازه ای اشتیاق انگیز است که همه آن را دوست دارند و متخصان  تعلیم و تربیت می گویند اگر آن روحیه حفظ شود ،‌در ادامه شاهد خلاقیت های بزرگی خواهیم بود .

           خانم دانشجویی هم داشتم که وسط کلاس بیرون می رفت تا در این فرصت ،  به نوزادش شیر بدهد و برگردد . این که خوب است . اما دختران و پسران زیادی هستند که به مامان و بابایشان می گویند : تا شب دانشگاه تشریف دارم . اما یا اصلا به دانشگاه نمی روند و اگر رفتند ، در این جا و آن جای دانشگاه می پلکند و وقت می گذرانند و دقایقی در کلاس ها آرام و قرار ندارند که به مطالب استادی گوش بدهند و اما دنیای شاعرانه ای دارند و در زیبایی های طبیعت و رویاهای دوستانه و سرگرمی های ویژه و دنیای دیگری سیر می کنندکه هیچ ربطی به درس ودانشگاه ندارد .

      استادی می گفت : پسر جوانی را دیدم که در فضای سبز دانشگاه  پرسه می زند . به او گفتم : برای چه به این جا آمده ای ؟ گفت : برای گردش ! گفتم : خوب برو پارک ! گفت در آن جا نیروی انتظامی اذیت می کند !

         واقعا ، آدم گاهی این همه دانشجو با دنیاهای متفاوت و شرایط دشوار و گرفتاری های عجیب و غریب و سن و سالهای بسیار مختلف را که می بیند ، با خود فکر می کند که آنان  برای چه به دانشگاه می آیند و می خواهند چه کنند ؟ در این دانشگاه ‌مادری با دخترش سر کلاس من نشسته و در دانشگاه دیگری پدری با دخترش دانشجوی من هستند . ان شاء الله که همه آنها برای تحقیق  و مطالعه و درک عمیق علمی  و کارآمدی و تخصص علمی و خدمت به فکر و فرهنگ به دانشگاه آمده اند . اما پس این دهها نوع عطر و ادکلن و تیپ و قیافه های نمایشی درست کردن در کلاس ها و آن همه اشک و آه و ناله نمودن و تغلب و سفارش و هزار شگرد عجیب و غریب نزدیک امتحانات برای چیست ؟ و آن همه سرگرمی و تفریح و ول معطلی بودن در محیط های دانشگاهی چه معنایی دارد  ؟ این همه ترقه بازی های مهیب در وسط کلاس درس یا وسط سالن دانشگاه و یا حین تدریس انداختن و لرزاندن دیوار دانشکده به طور مکرر ، آن هم  بیست روز مانده به چهارشنبه سوری چه معنای علمی دارد ؟ این همه پرونده های تل انبار شده مشروطی ها و اخراجی ها برای چیست ؟ خلاصه دم خروس هم هست و قسم حضرت عباس هم و نمی دانم کدام را باور کنم . البته دم خروس آن قدر زیاد است که شاید کسی اصلا  به یاد حضرت عباس نیفتد .

شنبه 26 شهریور ماه سال 1384
ای راز جاودانی  !


                     

                                       ای راز جاودانی  !

      ای یاور نهانی  !

      ای راز جاودانی  !

      ای فراتر از بلندی  !

     ای پاکتر از سفیدی و روشن تر از  روشنایی  !

     ای آن که همیشه با ما بودی،  یاری کنان ،‌ و ما بی تو قدم می زدیم ،‌ شکوه کنان .

     ای دریای پاکی که ما را به اعماق خود فرا می خوانی  !

     و هر دمی این ظلمتکده زمین ، چونان زورقی شکسته در میان امواجت فرو می رود و فرا می آید .

     ای خدای منزه و مقدس  !

     ای قدوس  !

     که  یاد و نامت در همه جانها و جهان ها و در همه آسمان ها و زمین ها به عظمت وستایش بلند است .

     و هر ستایش و سپاسی از هر چیز و هر کس و برای هر چیز و هرکس ،‌ تنها از آن توست و   هر ستایشی از تو آغاز می گردد و به توباز می گردد .

     که  اذهان کوچک و ارواح پلید دلمرده ،‌ به خیال خویش نام تو را آلوده اند .

     سخنان تو را آلوده اند .

    فرستادگان تو را آلوده اند .

    الهاماتت را دروغ می پندارند .

    آنان تو را با آدمک ها مقایسه می کنند .

    آنان منافع و حقوق خود را فراتر از تو می دانند  .

    آنان با شمع مرده در دل ظلمات به جست و جوی نور تو  برآمده اند .

    اما تو را نمی خواهند و تو را نمی جویند .

    آنان دلبرده شیطانند و الهام یافته  ابلیس .

    آنان حباب وار خود را از همه آبشارها بلند تر می دانند .

    آنان در منتهای جهل و حماقت تو را کوچک می بیینند .

    جز خود کسی را نمی پرستند  !

    و خود را منطق همه فلسفه ها می انگارند !

    و خویشتن را خدای دانش و بینش می دانند  !

    و پیامت و پیامبرانت را که پرچمدار نور و روشنی اند ، ‌آیت جهل می خوانند  !

    و در لایه های تاریک مغز خویش  فلسفه ها می بافند و آن را از تو و کلامت نورانی تر و  راهگشاتر می بیینند !

    و نشخار می کنند که دین و خدا نیز بافته ای ذهنی است !!!
    و تو و پیامبرانت را در در گذشته های تاریکذهن و تاریخ  بایگانی می کنند !
    و بلند پروازانه می انگارند که بر فراز زمان از سیمرغان تو پیشی و بلندی  جسته اند ! 
   و به سفیران تو معلمی می کنند و تو را نیز در میان کلمات تو خالی به تحلیل می نشینند !    
    و همه نعمت ها وعنایات تو را حاصل مغزهای بیمار خویش می دانند !
  
   ای خدای بزرگ !

    از امواج سهمگین دریای دانش خویش قطراتی چند در صدفهای خالی و تاریک دلهاشان  فرو ریز !

    تا دریابند که تو نیز می دانی !
    و خردی که به آنان بخشیده ای برگی از برگستان لایتناهی عقل کل توست .
   و با خود نجوا کنند  : ای لقای تو جواب هر سوال !
    و از جانب خویش،‌ نسیم حیاتی به سوی گورستان متروک اندیشه های آنان بفرست  !

    و طیفی از انوار خورشیدهای وجودت  ،‌ بر غارهای مومیایی و عنکبوتی شان بتابان  !

    و آب حیاتی به این دلهای خشکیده و روح های فسرده برسان  !

     شاید که زنده شوند  !

            شاید که بیدار گردند  !

                  شاید که تو را جویند  !

                           شاید که تو را یابند !

جمعه 25 شهریور ماه سال 1384
از درون سیه ماست جهان چون دوزخ

 

از درون سیه ماست جهان چون دوزخ

دل اگر تیره نباشد ، همه دنیاست بهشت

خوشبختانه ما نفرین شده ترین و بدبخت ترین آدمهای روی زمین نیستیم . خیلی از ما بدبخت تر ها هم هستند که غبطه وضع و حال ما را می خورند  و گاهی از ما بهتران بسیار خوشبختی هم می بینیم که  هزار نوع فلاکت و بدبختی رنگین و ننگین در پرده دارند . چه شخصیت های مشهوری که وقتی داستانی از داستانهای پشت پرده  زندگی شان بیرون می رود و  نقل محافل می شود ، سراپای وجودشان در سرب مذاب درد و رنج فرو می رود و از عمق جان سوز می کشند . در سلسله مراتب بدبختی های زندانیان ، بدبختی هایی هست که  نسبت به بدبختی های دیگر ، ‌قله خوشبختی به نظر می رسد .  توی سرمایه داران هم کسانی هستند که روزی هزار بار می میرند و زنده می شوند . بدبختی و خوشبختی در حساب بانکی کارخانه دار یا کارهای طاقت فرسای یک کارگر ساختمانی نیست . در کوخ ها و کاخ ها نیست . بدبختی و نکبت در نگاه های بد ماست . در رفتارهای ماست . در احساس ماست . در تکیه کلام های ما و روش و منش زندگی ماست . بدبختی و خوشبختی حاصل خامی یا پختگی و تجربه و بی تجربگی زیستن ماست ؛ بدبختی و خوشبختی در افق نگرش ما و زاویه دید ظهور می کند و خیمه می زند  ؛ بدبختی و خوشبختی از ذات زشت و پلید ما جریان می یابد یا  از  گوهر نفیس وجود ما جوانه می زند  . بدبختی و خوشبختی از درون ما می جوشد وبیرون می تراود  ماست  . این ماییم که به دیوارهای زندگی رنگ می زنیم  و موسیقی زندگی ، اگر تلخ است یا شیرین ، همه از ارکستر روان ما بر می خیزد  : 

راه لذت از برون دان نی درون              ابلهی دان جستن قصر و حصون

آن یکی در کنج مسجد مست و شاد        و آن دگر در باغ ترش و بی مراد

قصر چیزی نیست ویران کن بدن           گنج در ویرانی است ای میر من

شنبه 19 شهریور ماه سال 1384
آیا زجر کشیدن و غصه خوردن یک فضیلت است ؟

آیا زجر کشیدن و غصه خوردن یک فضیلت است ؟

بعید می دانم کسی باشد که بگوید : درد کشیدن از شاد بودن بهتر است . یا معتقد باشد که احساس اندوه شدید  و غم و غصه خوردن ، نشانه کمال انسانی است . مخصوصا اگر درد کشیدن بی دلیل یا تحمیلی باشد ، به هیچ وجه پذیرفتنی نیست . البته شاد بودن افراطی و لذت گرایی دیوانه وار هم مطلوب نیست . اما تحمل دشواری و سختی با زجر کشیدن فرق می کند . زیرا هیچ کار خوب یا بدی و هیچ لذت و شادمانی ای وجود ندارد که کاملا از هر نوع درد و رنج یا تحمل سختی مبرا باشد  . هیچ هنری و عظمتی و کمالی ، بدون سختی و دشواری در کسب ظرافتهای مربوطه حاصل شدنی نیست  و اگر حاصل شود ، لذت بخش و باعظمت و فضیلت ساز نیست .  اساسا لذت زندگی در همین سختی ها و دردهای عادی است که آدمی بعد از آن قدر سلامتی و راحتی را بهتر می فهمد . بعضی افراد کم تحمل هم هستند که کوچک ترین ناملایمات زندگی برایشان یک فاجعه دردناک و غیر قابل تحمل است .  اما زجر کشیدن مقوله دیگری است و قراردادن خود در شرایطی که درد و رنج و زجر و فشار روانی یا جسمی زیاد است ، نوعی خودآزاری بیمارگون به شمار می رود و تحمل پذیری بیشتر برای زجر کشیدن ، خود زمینه ساز ظلم و تعدی و عصیانگری دیگران بوده و مطرود و منفور است . چرا که به رشد خصلت های سادیستی در دیگران دامن می زند .  اما بعضی روحیه ها از زجر کشیدن لذت می برند و از لذت و شادی آزرده خاطر می شوند و این نوعی بیماری و خلاف طبیعت عادی انسان سالم است . غم و اندوه عرفانی هم با غم و اندوه کودکانه فرق می کند و سطح شخصیتی افراد در این دو نوع اندوه متفاوت کاملا متفاوت است . اما به هر صورت ، همدلی با دردمندان و احساس دردهای آنان یک فضیلت است . هر چه درک آدمی بالاتر و روحش لطیف تر باشد و افق فکر و روانش متعالی تر گردد ، دردهایی را حس می کند که نشانه رشد و پویایی شخصیت و گستردگی و عظمت روح انسانی است و این نیز کمال است . صرف نظر کردن از راحتی و رفاه بیشتر برای کمک به دیگران و همدلی با آنها نیز نوعی فضیلت است .   اشک و آه و حسرت و اندوه و غم و غصه هم تابعی از شخصیت آدمی است و هر چه شخصیت بزرگ تر و والاتر باشد ، اشک و اندوه و غم آدمی نیز لطیف تر و زلال تر و مقدس تر و معنوی تر خواهد بود . گاهی هم با بیماری ها صعب العلاج یا مزمن و درمان نشدنی و دردهای ناخواسته طولانی و گریز ناپذیر مواجه می شویم . در این موارد هم کنار آمدن  با درد و ناراحتی و تحمل آن ، لازمه تداوم زندگی است و عجز و لابه زیاده از حد ، کار را دشوارتر می سازد و شخصیت آدمی را بسیار خرد و خوار و زبون می گرداند .

 
<<               >>
منوی اصلی
مهر 1387
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
 
موضوعات
 
کتابها و سایتهای محتوایی
وحدت نوین جهانی
کتابخانه شیرازی
کتب اینترنتی
بزرگان ایران
سایت جامع کتاب و نشر در ایران
دریافت کتب در باره امام مهدی
دائره المعارف فارسی ویکی پدیا
بزرگترین سایت اطلاع رسانی خانواده
کتابخانه دیجیتالی قرآن و دیوان های شعر
کتبخانه دیجیتال دانشگاه امیر کبیر
قرآنیان
پرسش و پاسخ های دینی
آیه های زندگی
دریافت کتب مذهبی
مجله معارف
مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی
بانک اطلاعات مقالات اسلامی
مجموعه مجلات
کتب الکترونیکی مرکز جهانی علوم اسلامی
قرآن و عترت
شبکه فیزیک هوپا
کتاب : بهائیت در ایران
فرهنگ واژه امیرالمومنین(ع)
مسلمان شدگان
طهور (عرفان و فلسفه)
جستجوی کتاب
کتابخانه موضوعی
شرقیان
کتب جدید عربی انگلیسی
مجله هفت سنگ
گنجینه 20000 پرسش و پاسخ
کتاب های مجانی جهان
مقالات آی تی ام پورتال
متن کامل قرآن
رشد
تاریخ و فرهنگ ایران زمین
فلسفه جدید
فل سفه
قفسه کتابهای مجازی فارسی
کتابهای اسلامی
مقالات
کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
مطالعات تاریخ معاصر ایران
کتب رمان و ادبیات و سیاست
جستجوگر کتب فارسی پارستچ
کتابخانه دیجیتال قرآنیان
نشریه آفتاب
آثار ادبی  و کتابخانه های دیگر
کتابخانه جوانان
کتابخانه های شیعی
کانون اندیشه جوان
سوالات رایج در باب امام زمام(ع)
متن همه نوع مجله
کتابخانه کودکان
کتابخانه کامل شعر نو
خانواده سبز
مجمع وبلاگ نویسان مسلمان
شخصیت های مذهبی
چند کتاب جامعه شناسی و علوم رفتاری
کتابخانه عمومی
کانون قلم
عاشورائیان
نظرستان : نقد کتاب
حلقه ملکوت
کتابهای تمام متن مجلس شورای اسلامی
مجلات تمام متن
همه روزنامه ها
دانستنیهای پزشکی خانواده ها
مصطفی ملکیان
اعلامیه جهانی حقوق بشر
پارس قرآن
قافله شهدا
مرکز جهانی آل البیت
شبکه قرآن کریم
عشق و عرفان
اطلاع رسانی مذاهب اسلامی
قابیل
این روزها
فرهنگ آشتی
آوای آرام
محمد رضا سرشار
پندار
دیباچه
عشق علیه السلام
گزیده شعر شاعران ۱
گزیده شعر شاعران ۲
گزیده شعر شاعران ۳
ادبستان
ترجمه های قرآن
تفسیر مجمع البیان
تفسیر راهنما
تفسیر المیزان فارسی
تفسیر المیزان عربی
تفسیر نور الثقلین
تفسیر نمونه
جستجوگر قرآن با ترجمه ۱
جستجوگر قرآن با ۴ ترجمه
کتابخانه مجهز سایت غدیر
پایگاه الکترونیکی کتب مذهبی
مترجم آنلاین ۶ زبانه
مترجم ۱۵۰ کلمه ای
هفتان
موسسه جهانی سبطین
مقالات مدیریت
کتابخانه موضوعی دین
سایت جدید حوزه
مقالات انتقادی شیعه
قانون اساسی ایران
مقالات طوبی
پرسشهای طوبی
بانک صوتی طوبی
مدیریت دانش سازمانی
نهج البلاغه
صحیفه سجادیه
تحریر الوسیله
فساد اداری
حقوق زن در اسلام
کدیور
آزادی و حقوق مردم
بحث در باره حقوق زن
زن در ایران
کتابخانه زنان
سایت سهراب سپهری
روشهای موفقیت
ازدواج و خانواده
سلامتی و بهداشت
کتابخانه قرائتی
پیشگویان بزرگ
اسلام در اینترنت
کتابخانه های آنلاین اسلامی
شاهراههای اطلاعاتی
گفتوهای من و مسیحیان
مقالات در اینترنت
مجلات در اینترنت
مرکز مطالعات ادیان
مترجم عربی انگلیسی
کتابخانه جامع عربی
کتابخانه جامع عربی ۲
آپلود عکس در اینترنت
جزیره دانش
مقالات موضوعی ویکی پدیا
۲۴ سخنرانی الهی قمشه ای
کتب عربی جعفر سبحانی
کتابخانه قرآنی (عربی)
الکتب العقائدیه
ترجمه عربی انگلیسی
اندیشه دینی
دانشنامه فارسی
معصومین(ع)
المکتبه الاسلامیه
کتب عربی اسلامی
تارنمای قرآن مجید
مکتبه الحکمه
اسلامیات قرآنیات وکتابها
پایگاه دریافت کتب اسلامی
الاجابه علی الاسئله الاعتقادیه
مکتبه القرآن
گنجینه منابع عربی
آداب زندگی
همه چیز و هیچ چیز
جستجوگر کنفرانس های بین المللی
جشنواره ها و همایشها
نشریه خواندنی اقتصاد
مجموعه مقالات
زبان انگلیسی
علی علیه السلام
پژوهه
طلوع
راهکار مدیریت
دکتر محمد کمالی
آرشیو مجله چلچراغ
پایگاه طب مکمل و جایگزین
خاطرات سرزمین لاله ها
فرهنگ الکترونیک فارسی
کتابخانه های آنلاین
علی صفایی حائری
کتابخانه حج
کتابخانه پرسمانهای قرآنی
منابع اشعار کهن و قرآن
کتابخانه خوشه
برگزده مقالات مدیریت
مردمان - پورتال جوانان
فرهنگ لغت آریا
مقالات  جهانی شدن
مجله سلامت
مجله مشتلق
کتابخانه عربی امام کاظم
کتب موسسه فقه اسلامی
کتب دارالولایه
کتابهای درسی از ابتدایی تا پیش دانشگاهی
جامعه شناسی ایران
کتابخانه امام ربانی
شرح آنلاین مثنوی
دو نسخه کامل مثنوی مولانا
کتابخانه شعر سنتی
مجموعه شعرهای نو
مجموعه شعر معاصر
تلاوت ۲۰ قاری از کل قرآن کریم
کانون هابیلیان
قربانیان ترور
راشل کوری شهید امریکایی
پیوندهای نیک ( مجموعه ای دلپذیر از همه چیز )
مشاهیر و نام آوران ایران
سخنان بزرگان و چهره های ماندگار
گنج ادب حافظ فردوسی مولوی خیام
کتابخانه صهیونیزم
مجله کتاب شعر
کتابخانه امام جواد
آهنگ علی گویم علی جویم
47 دوره کامل ترتیل از 47 قاری با جستجو
کتابدونی
بازاریابی شبکه ای یا کلاهبرداری آن لاین
دائره المعارف فلاسفه اسلامی ( عربی انگلیسی)
زمان فلسفه
بینش نو (کتابهای رضوی ها)
کتابهای رضوی ها
تصاویر زیبای کمک های بشر دوستانه آمریکایی ها
مقالات اندیشه سیاسی اسلام
حسن رحیم پور ازغدی
موسسه حکمت و فلسفه ایران
ناصر خسرو
زن در متون مقدس
پژوهشگران فلسقه و حکمت
آموزش افکتهای فتوشاپ
پرسشگری دینی
 
جستجو

 

 
عناوین آخرین یادداشت ها
 
لینک به وبلاگ
 
آمار و اطلاعات

تعداد بازدیدکنندگان : 99336 پست الکترونیک Hamsaye8@yahoo.com

 
پشتیبانی






 


شراره ها و شکوفه ها



    آمار بازدید از زمان فیلتر: از فروردین 1386