انواع و اصناف بی دینان
1 . بی دینان توخالی و بی محتوا : تظاهر به بی دینی می کنند و اهل ریاکاری و نفاقند . بی دینی شان صادقانه نیست .اهل ادا و اطوار و تیپ و قیافه اند . ذهنشان از فکر دین و بی دینی خالی است . توی مغزشان اندیشه و دلیل یافت نمی شود . پز روشنفکری و تخصص را در می آورند و غالبا کتابی در بغل دارند و می خواهند نشان دهند چیزی بارشان هست . دو خط مطالعه نکره و چیزی فهمیده و نفهمیده داغ می کنند و همیشه بحث ها را قاطی می کنند . سوراخ دعا را گم می کنند . آسمان ریسمان سر هم می کنند تا بهانه ای برای فرار از دین پیدا کنند . خودشان هم می دانند که بیهوده دارند کشک می سابند و گرد و خاک می کنند و بد جوری به جاده خاکی زده اند .
2 . بی دینان تاجر مآب : اینها اگر به پول و پله ای می رسیدند ، بی دین نمی شدند . چون سرشان بی کلاه مانده ، برای ضرب شست نشان دادن بی دین شده اند . اینها فکر می کنند که همیشه دینداری باید سودمند و لذتبخش باشد و به رونق اقتصاد و کار و کسب و حساب بانکی کمک کند . نماز و دعا حتما باید سبب قبولی در کنکور باشد والا نماز نمی خوانند . دعا و مناجات و شرکت در نماز جماعت باید به وام گرفتن و قدرت یافتن ما کمک کند وگرنه مسجد چه ارزشی دارد . اگر با دینداری نان آدم توی روغن نباشد و اگر مردم به او احترام نگذارند و اگر همه اموال و امکاناتشان را به او نسپارند ، پس دین به چه درد می خورد ؟ اگر قرار باشد کارخانه آدم ورشکسته شود و از قدرت ساقط شود ، قرآن و اسلام به چه درد می خورد ؟ اینان ممکن است به خاطر شراب مسیحی شوند و به خاطر ازدواج و صیغه اسلام بیاورند ، اما به خاطر خدا سر به سجده نمی گذارند و هر کاری می کنند ، تنها محض ریا و جهت اطلاع دیگران است و بس .
3 . بی دینان تاکتیکی و سیاسی : اینها دین و بی دینی شان به دوستی و دشمنی با آدمها و گروههای خاص بستگی دارد . یکی از اینها می گویند تا جمهوری اسلامی هست نماز نمی خوانیم و روزه نمی گیریم . البته آبا و اجدادشان در زمان شاه هم اهل روزه و نماز نبودند . اینان شاه را با همه فسادهایش مذهبی و کمر بسته امام زمان می دانند . اگر پسر عموی مادر یکی از اینها روزی به خاطر انفجار چند بمب و نارنجک و به شهادت رساندن دهها نفر در خیابانهای تهران دستگیر شده و مدتی زندانی شده باشد ، برای بی دین شدن اینان کافی است . اینان نه « حبا لعلی بلکه بغضا لمعاویه » بی دین می شوند . اما در تمام عمرشان یک بار قرآن یا نهج البلاغه را درست مطالعه نکرده اند و اگر حرفی از بی دینی بزنند ، منابع علمی شان سخنان هیچ و پوچ کوچه بازاری است و داستانها و خرافات احمقانه و عامیانه میرزا پشمعلی است .
4 . بی دینان ساده دل و بی ریا : اینها فکر می کنند که اگر متدین باشند و نماز بخوانند و روزه بگیرند ، یا راست بگویند یا دیگران را به کارهای خوب دعوت کنند ، ریا می شود . پس صاف و ساده و صادقانه و شجاعانه و علنا بی دینی را ترجیح می دهند .
5 . بی دینان قرآن شناس : اینان به خیال خود ، سعی می کنند بی دینی خود را از قرآن استخراج کنند . یعنی برای فرار از دین و تعهدات دینی به قرآن عمل می کنند . گاهی هی می پرسند که مگر رقص و ماهواره و بمب اتم در قرآن آمده ؟ گاهی مرتب آیه نازل می کنند و حدیث می تراشند . آیات خاصی هم پاتوق آنهاست ؛ مثل آیه « لا اکراه فی الدین » . اما قبل و بعد هیچ آیه ای را نمی خوانند . اینان فکر می کنند که آیه می گوید : هرکس می خواهد از دین فرار کند ، و بی دین شود ، آزاد است . در حالی که آیه بالعکس می گوید : چون تنها آیین حق و درست و کامل ، تعالیم قرآن و اسلام است و چون اسلام منطقی و مستحکم است و موافق فطرت همه انسان ها ، نباید مردم را به دینداری وادار کرد ؛ چون خودشان می آیند و می پذیرند . اینان همیشه آیاتی را می خوانند که بتوانند به کمک آنها از زیر بار مسئولیت دینی بگریزند . «کلوا و اشربوا »را قبول دارند اما« لاتسرفوا» را نه .«و لا تقربوا الصلاه و انتم سکاری »را قبول دارند اما «انما الخمر و المیسر ... رجس من عمل الشیطان »را نه . « انکحوا الایامی » را قبول دارند اما « عاشروهن بالمعروف » را نه . « فما استمتعتم به منهن فآتوهن اجورهن» را قبول دارند اما « لاتتبعوا الهوی » را نه .
6 . بی دینان نقابدار : اینان در چهره مذهبی و دینی ، بزرگ ترین خدمت صادقانه و اساسی را به شیطان می کنند و در اصل ، نفوذی های «حزب الشیطان» در میان «حزب الله» هستند و اگر زمانی لازم باشد ، از پشت نقاب بیرون می آیند و پرچم بی دینی را بلند می کنند و داد و فریاد و شعار سر می دهند .اینان لشکریان شیطان در سپاه خدایند و نفوذی های معاویه در صف یاران علی .اینان همان دوستان احمقی هستند که بهترین خدمت صادقانه و مفت را برای دشمن انجام می دهند .
7 . بی دینان شوخ طبع : در حد شوخی و طنز گویی خود را بی دین می دانند . اینان خدا و پیامبر و بسیاری از تعالیم دینی راقبول دارند ، اما چون به برخی از شعائر مذهبی بی علاقه اند و ممکن است کسی به آنان گیر دهد ، می گویند : آقا جان ما اصلا دین نداریم ؛ خلاص . دست از سر ما یکی بردار . اما فردایش می بینید که نماز خواندند یا به مسجد رفتند .
8 . بی دینان مذهبی : کسانی که از دین تنها چهار تا سلام و صلوات و تسبیح یدک می کشند و شبانه روز خواب های عارفانه می بینند و یقه تقوا را محکم می بندند ؛ اما از خداترسی و امانت داری و پاکدلی و تواضع و عطوفت به بندگان خدا به کلی بی بهره اند . مثلشان در قرآن «ویل للمصلین» است و «نومن ببعض و نکفر ببعض» . اینان همانانی هستند که با قرآن به علی یورش می برند و با نماز و روزه به جنگ امام زمان می روند و با روضه و ختم قرآن علیه اعتقادات دینی قیام می کنند و مرامشان نابودی دین به وسیله خود دین است و مذهب علیه مذهب شعار پرچم شان است .
9 . بی دینان سفارشی : اینان به سفارش سازمان های اطلاعاتی و تبلیغاتی خارجی بر اساس قرار داد و حقوق و مزایای کافی ( و کارت سبز و کارت اعتباری و ... ) بی دینی را انتخاب می کنند تا مجموعه ای از سریال های بامزه را تولید نمایند . بی دینی برای اینان شغل و حرفه است . نوعی بازیگری با شگردهای مخصوص . اگر کار پردرآمد دیگری داشتند ، بی دین نمی شدند . مثلا یکی از همین ها در آن فیلم از قبل طراحی شده ، هر چه مفاتیح و قرآن می خواند ، بی معنا و بی فایده است، اما همین که روزی خانمی با عشوه و ناز برایش انجیل تلاوت می کند ، به طور ناگهانی( ؟! ) نور و عظمت عیسی مسیح را کشف می کند و مسیحی می شود . اما همه اینها بهانه ای برای آن مرکز تبلیغاتی است که نه مسیح(ع) می شناسد و نه محمد مصطفی(ص) .
10 . بی دینان روان رنجور : اینان به خاطر عقده و کینه این و آن و دشمنی های عجیب و غریبی که با اطرافیان یا حریفان خود داشته اند ، به توصیه دکتر روانکاو و برای آرامش روانی خود ، به عنوان باقیات الصالحات ، اواخر عمر خویش را در کانالهای تلویزیونی و ماهواره ای و سایت های اینترنتی الحادی می گذرانند و تا می توانند علیه خدا و پیغمبر و امام و رهبران دینی و افراد مذهبی فحاشی می کنند و البته اینان هم معمولا از بس داد می کشند و کسی خریدار سخنانشان نیست ، از پارانویا به شیزوفرنی و اسکیزوفرنی منتقل می شوند ؛ عوارض جسمانی اش هم این است که در هنجره شان کیست های سرطانی بدخیم رشد می کند و تنها حضرت عزرائیل می تواند درمانگر خوب آنان باشد .
11 . بی دینان پروفسور و دانشمند : اینان از فیزیک و ریاضی و فلسفه و روانشناسی «آش بی دینی» درست می کنند . اما ادویه و نمک و مخلفات این آش غالبا مصنوعی و خلاف ذوق طبیعی مردم است و آش هم آش عجیبی از آب در می آید ؛ «آش شله هفت رنگ قلمکار» که نه فیزیکدان آن را می خورد و نه ریاضی دان و نه روانشناس ؛ آنگاه مجبورند خودشان همین آش تهوع آور را یکجا مصرف کنند . اینها هم سوراخ دعا را گم کرده اند و خودشان هم خوب می دانند که حقیقت خدا و پیامبر و معجزه و بهشت و دوزخ جزء موضوعات فیزیک و شیمی و روانشناسی نیست و رد و انکار آنها با کمک این علوم مثل اثبات یا انکار سیارات منظومه شمسی با کمک اصول روانکاوی یا اثبات و انکار عواطف و هیجانات آدمی با کمک تلسکوپ هابل و مرکز تحقیقات فضایی ناسا است .
12 . بی دینان آزاد منش : اینان همان هایی هستند که اگر دین و عبادت و مناسک و مساجد ندارند ، لااقل خوش خلق ، بزرگمنش و متعادل و منطقی هستند . امانت و انصاف و عدالت و مروت و صداقت را خوب درک می کنند . با ادب و اهل فضیلت اند . دین ندارند اما بیماری عفونی ضدیت با دین و آیین هم ندارند و تعصب کور و بی منطق در دشمنی با دین و دینداران ندارند . دینداران را هم افرادی مانند سایر انسان ها دارای حقوق طبیعی و قانونی می دانند و دین را هم لااقل در حد هنر و سلایق هنری قبول دارند و آزادی دینداران را سلب نمی کنند . اینان مصداق سخن حسین بن علی (ع) هستند که « اگر دین ندارید و از روز رستاخیز نمی هراسید دست کم در زندگی دنیوی خویش آزاد مرد باشید » .
13 . بی دینان بدون مرز : اینان تنها قبله ای که قبول دارند ، شهوت ، ثروت و ریاست است و در سطح بین المللی کار می کنند و اعضایی دارد که می تواند در ظاهر خود را متمایل به یکی از ادیان نشان دهد ، اما دینداری شان شوخی و طنز است . کارت شناسایی روانکاوانه اینها جاذبه های جنسی و بوی پول و صدای قدرت است . آنگاه مثل نهنگهای دیوانه و خون آشام هر جا که باشند ، پیدا می شوند . اینان در هر شهر و منطقه ای که اقامت داشته باشند ، از مسافت دور می توانند عطر هوس و بوی جنون آور ثروت و قدرت را حس کنند . اینان زیرکانه در هر منطقه از دنیا کارت شناسایی جعلی ویژه ای دارند که رویش نام دین خاصی نوشته شده ، اما برچسب آن قلابی و ساختگی است . آنان سعی می کنند از هر دینی دریچه ای به سوی هوسهای خود بازکنند ؛ اما هر جا که احساس کنند دین بند و سدی برای تمایلاتشان خواهد بود ، زیر همه چیز می زنند .
14 . بی دینان سنتی : اینان همان دینداران افراطی دوآتشه اند که همه مسائل شرعی را اجرا می کنند و به مستحبات و مخصوصا به ظواهر چهره خیلی حساسند ؛ اما از عقل ساده فطری که خدا به هر کودکی عطا کرده بی بهره اند و از لطف و مهربانی یک مرغ با جوجه هایش محرومند و به جای «اشداء علی الکفار»ـ « اشداء علی المسلمین » هستند . گذشت و لطف و مدارا در قاموس شان نیست . آنها می خواهند مسلمان تر از پیامبر و شیعه تر از علی و سنی تر از عمر باشند ؛ ولی نهایتا کافرتر از خوارج از آب می آیند و چنان مغرورند که جز خود کسی را خوب و صالح و مورد اعتماد نمی دانند و حتی مومنان را هم هزار جور طبقه بندی می کنند . مشکل اینان این است که دین از پوست بدنشان بیشتر در آنان نفوذ ندارد و صدای دین از گلویشان فراتر نمی رود .
|